عوامل خطر كمردرد
عواملي كه خطر ايجاد كمردرد را افزايش مي دهند عبارتند از :
استعمال دخانيات
چاقي
سن بالا
جنسيت مونث
كار بدني سنگين و شديد
كار نشسته و بي تحرك
اضطراب
عواملي كه خطر ايجاد كمردرد را افزايش مي دهند عبارتند از :
استعمال دخانيات
چاقي
سن بالا
جنسيت مونث
كار بدني سنگين و شديد
كار نشسته و بي تحرك
اضطراب
درمان كمردرد هاي مختلف بر اساس تشخيص باليني علت زمينه اي درد تعيين مي شود. توضيح بيشتر درباره درمان كمردردهاي ناشي از علل مختلف در هر قسمت ذكر خواهد شد و در اينجا، تنها به اقدامات كلي اشاره مي شود.
E1 . درمان محافظه كارانه
در اكثر بيماران، كمردرد بدون نياز به جراحي درمان مي شود. در كمردردهاي حاد و كوتاه مدت، درمان هاي خاص خانگي موثر واقع مي شوند. اين درمان ها عبارتند از :
o توصيه به فعال بودن.
o استفاده از ضددردها مثل داروهاي ضد درد غير استروييدي (مانند ايبوپروفن يا ديكلوفناك) يا استامينوفن
o دستكاري مهره ها در دردهاي حاد يا مزمن. معاينه مخصوص باليني مي تواند مشخص كند كه كدام موارد بهتر به دستكاري پاسخ مي دهند.
o شل كننده ها عضلاني براي كمردرد هاي حاد يا مزمن
o داروهاي ضد افسردگي براي كمردرد هاي مزمن
o برنامه هاي ويژه و منظم درماني براي كمردرد هاي تحت حاد يا مزمن
o مصرف منظم مسكن هاي بدون نياز به نسخه ممكن است تنها كار ضروري باشد.
o استراحت به مدت كوتاه مفيد است ولي طولاني تر شدن آن از 2 روز در واقع بيشتر زيان آور است تا مفيد.
o چنانچه درمان هاي خانگي بي فايده بودند به پزشك مراجعه نماييد تا داروهاي قوي تر يا درمان ديگري را توصيه كند.
o در اكثر موارد، داروهاي ضد التهاب غير استروييدي (مثل ايندومتاسين، ديكلوفناك، ايبوپروفن و ... ) يا در بعضي موارد، شل كننده عضلاني به منظور تسكين كمردرد خفيف تا متوسطي كه با مسكن هاي بدون نسخه بهبود نمي يابند تجويز مي شوند. داروهاي مخدر مثل كودئين يا هيدروكودن را مي توان تحت نظر دقيق پزشك براي مدت كوتاه استفاده كرد.
o مقادير كم انواع خاصي از داروهاي ضد افسردگي به ويژه داروهاي ضد افسردگي سه حلقه اي (مثل آمي تريپتيلين)، مستقل از اثر آن ها بر افسردگي موجب تسكين كمردرد مي شوند.
o فيزيوتراپي و ورزش
فيزيوتراپيست ها از درمان هاي مختلفي شامل كمپرس گرم، كمپرس يخ، اولتراسون، تحريك الكتريكي و روش هاي آزادسازي عضله براي تسكين درد عضلات و بافت هاي نرم كمر استفاده مي كنند. سپس با تسكين درد، ورزش هاي اختصاصي براي افزايش انعطاف پذيري بدن، تقويت عضلات پشت، كمر و شكم و بهبود وضعيت بدن تجويز مي شود. استفاده منظم از اين روش ها از عود كمردرد پيشگيري مي كند.
o درمان هاي تزريقي
چنانچه درد با روش هاي قبلي تسكين نمي يابد و به ساق پا انتشار پيدا مي كند ممكن است از تزريق كورتون به داخل فضاي اطراف نخاع (فضاي اپيدورال) استفاده شود. تزريق كورتون به كاهش التهاب اطراف ريشه هاي عصبي كمك مي كند ولي معمولاً مدت تسكين درد كمتر از 6 هفته است.
در بعضي موارد از تزريق داروهاي بي حس كننده به داخل يا نزديك ساختمان هايي كه تصور مي شود موجب بروز كمردرد شده اند استفاده مي شود. مطالعات اوليه نشان داده اند كه سم بوتوليسم (بوتوكس؛ Botox) نيز ممكن است احتمالاً از طريق فلج كردن عضلات دچار اسپاسم موجب تسكين كمردرد شود. معمولاً اثر تزريق بوتوكس 3 تا 4 ماه باقي مي ماند.
o رفتار درماني
o طب سوزني ممكن است براي كمردردهاي مزمن موثر واقع شود.
o درمان هاي جديدتر عبارتند از ماساژ درماني (كه در برخي بيماران موثر واقع مي شود) و كمپرس با يخ يا كيف آب گرم (يا حرارت مرطوب) كه ممكن است مفيد واقع شود، يوگا (كه درباره آن مطالعات كمي به عمل آمده است). اصلاح تفاوت طول بين دو پا ممكن است مفيد واقع شود (براي اين كار، كفي لاستيكي يا چوب پنبه اي محكمي را در داخل كفش پاي كوتاه تر قرار دهيد، البته در صورتي كه تفاوت بين طول دو ساق 1 سانتي متر يا كمتر باشد.
چنانچه اين اختلاف بيشتر است از كفاش بخواهيد كف و پاشنه مخصوصي برايتان بسازد. قسمت انگشتان و پنجه پا را به تدريج كوتاه تر كنيد تا موجب لغزش نشود. در صورتي كه طول اين قسمت بيش از 8/1 سانتي متر باشد با يك دوم آنچه نياز داريد شروع كنيد تا بتوانيد بدن خود را تنظيم نماييد.
o در هر مورد ممكن است استفاده از انواع درمان ها به منظور يافتن بهترين درمان موثر ضرورت يابد. تقريباً در همه موارد، فيزيوتراپي و/ يا برنامه هاي ورزشي منظم شامل كشش و تقويت عضلاني بخشي از برنامه توانبخشي را تشكيل مي دهند.
o نقش داروهاي مخدر براي كمردرد هاي مزمن مشخص نيست.
E2 . درمان جراحي
درمان جراحي هنگامي توصيه مي شود كه درمان محافظه كارانه موفقيت آميز نباشد يا بيمار دچار علائم عصبي محدود كننده مانند ضعف ساق پاها و بي اختياري ادرار يا مدفوع شود كه در فتق شديد ديسك كمري، آبسه مهره اي يا سندرم دم اسب روي مي دهند. روش هاي جراحي موثري براي كمردردهاي مرتبط با عضله و بافت نرم وجود ندارند.
ساير موارد ضرورت جراحي عبارتند از :
بيماري هاي تحليل رفتگي شديد ديسك مهره اي
اسپونديلوليستزيس
اسكوليوز (انحناي طرفي ستون فقرات)
شكستگي فشاري
ناپايداري مهره اي
ضربه هاي مهره اي
بد خيمي هاي مهره اي (سرطان)
هماتوم (تجمع خون) در مهره
تغيير مكان ديسك مهره اي
o شايع ترين نوع جراحي در كمردردها عبارتند از :
ميكروديسككتومي (بريدن و برداشتن ديسك مهره اي با كمك ميكروسكوپ)، ديسككتومي (بريدن و برداشتن ديسك مهره اي)، لامينكتومي (بريدن و برداشتن قوس پشتي مهره)، فورامينكتومي (بريدن و برداشتن سوراخ مهره اي) يا ادغام مهره اي.
از روش هاي جراحي داراي تهاجم كمتر بايد از كاشت محرك نخاع كه به طور معمول براي كنترل نشانه هاي دردهاي ريشه اي عصبي مزمن (سياتيك) به كار مي رود نام برد. قرار دادن ديسك كمري مصنوعي روش جديدتري است كه براي بيماري هاي استحاله اي ديسك به كار مي رود و در نتيجه آن، حركت مهره حفظ مي شود.
نكته :
· وارد آمدن فشار به وسيله ديسك مبتلا به فتق يا بيرون زدگي، بر عصب اصلي اي كه به سمت پايين ساق پا مي رود و ((عصب سياتيك)) نام دارد، موجب بروز درد واضح و تير كشنده اي از نشيمن تا ساق پا مي شود.
· مفاصلي كه بيش از همه دچار آرتروز مي شوند عبارتند از : مفاصل لگن، دست ها، زانوها و كمر.
در بعضي از موارد التهاب مفصل (آرتريت، آرتروز) مهره منجر به تنگ شدگي فضاي اطراف نخاع مي شود كه به آن تنگي مجراي مهره اي مي گويند.
E3 . درمان جايگزين
كايروپراكتيك (chiropractic)
كمردرد يكي از شايع ترين علل مراجعه بيماران به متخصصان كايروپراكتيك است. با پزشك درباره مناسب ترين متخصص براي نوع مشكل خود مشورت نماييد. علاوه بر متخصص كايروپراكتيك، بسياري از متخصصان بيماري هاي استخوان و بعضي از فيزيوتراپيست ها در زمينه دستكاري مهره ها آموزش ديده اند.
كايروپراكتيك به مجموعه اي از تدابير درماني گفته مي شود كه دستگاه عصبي را تعيين كننده سلامتي و بيماري مي داند و سعي مي كند با دستكاري ساختارهاي بدن، به ويژه ساختمان هاي ستون مهره ها، عملكرد هنجار را برقرار نمايد.
o طب سوزني (acupuncture)
طب سوزني در بعضي از بيماران مبتلا به كمردرد موجب تسكين مي شود و بعضي از انواع درد مزمن را كاهش مي دهد.
در طب سوزني، سوزن هاي استريل از جنس فولاد ضد زنگ، در نواحي خاصي از پوست بدن داخل مي شوند.
o ماساژ (massage)
چنانچه، كمردرد در اثر عضلات دچار تنش يا در اثر كار بيش از حد ايجاد شده باشد، ممكن است ماساژ درماني به شل شدن عضلات كمك كند.
برگرفته از کتاب کمردرد
آرتروز آپوفيز (آپوفيز = رشد يا تورم بيش از حد استخواني)
رشد بيش از حد منتشر و ناشناخته اسكلت
تحليل رفتگي ديسك بين مهره اي
كيفوز شوئر من (كه در آن يك يا چند مهره دچار تغيير شكل هاي گوه اي و در نتيجه، انحناي مهره ها و توليد كيفوز به ويژه در قفسه سينه مي شود).
فتق ديسك مهره اي (لغزش ديسك)
تنگي كانال مهره اي
اسپونديلوليستزيس (تغيير مكان مهره بر روي قطعه تحتاني و به سمت جلو كه معمولاً به شكل لغزش مهره چهارم كمر بر روي مهره پنجم و در اثر نقص تكاملي در بخش بين مفصلي ايجاد مي شود)
شكستگي ها
كشش ها يا رگ به رگ شدگي هاي غير اختصاصي عضلات يا رباط ها. اين كشش ها معمولاً در اثر بلند كردن اجسام سنگين يا برداشتن آنها به نحو غلط يا پس از يك حركت ناگهاني ايجاد مي شوند. گاهي اسپاسم عضله موجب كمردرد مي شود.
اسپونديلوليز (اختلال و از كارافتادگي مهره)
اختلاف طول ساق پاها
محدوديت حركت مفصل لگن
كج بودن لگن و يا چرخش آن به جلو يا عقب
2. علل التهابي
اسپونديل آرتريت با سرولوژي منفي (مثل بيماري اسپونديليت آنكيلوزان كه نوعي از التهاب مفصلي است كه اغلب، مهره ها را شامل مي شود)
عفونت هايي مانند آبسه اپيدورال يا عفونت مغز استخوان (استئوميليت)
عفونت ها ممكن است از طريق جريان خون از نقطه ديگري از بدن يا در اثر تزريق هاي وريدي در مهره ها ايجاد شوند و يا در اثر جراحي يا به دليل ضربه بروز كنند.
3. علل توموري
تومورهاي استخواني (اوليه يا متاستاتيك)
تومورهاي داخل سخت شامه اي
4. علل متابوليك
شكستگي هاي ناشي از پوكي استخوان (در اين افراد ممكن است حتي يك نيروي ضعيف مانند عطسه موجب شكستگي مهره شود).
استئومالاسي (استخواني شدن ناكافي يا ديررس استخوان قشري بالغ و اسفنجي كه معادل راشيتيسم بزرگسالان است)
اكرونوزيس (رسوب رنگدانه تيره در بافت ها)
كوندرو كلسينوز (وجود نمك هاي كلسيم به ويژه كلسيم پيروفسفات در ساختار غضروفي يك يا چند مفصل)
5. علل جسمي رواني
نشانگان (سندرم) ميوزيت (التهاب عضلاني) تنشي
6. بيماري پاژت
(نوعي بيماري است كه موجب رشد غير طبيعي استخوان، اغلب در لگن، مهره ها ، جمجمه، قفسه سينه و ساق ها مي شود).
7. دردهاي راجعه
بيماري لگني/شكمي
سرطان پروستات و بيماري هاي پروستات
دردهاي ناشي از وضعيت قرار گيري بدن
8. افسردگي
9. محروميت از اكسيژن
10. ساير علل
بيماري هاي التهابي لگن
آنوريسم آئورت
زخم هاي دستگاه گوارش
بيماري هاي كيسه صفرا
پانكراتيت (التهاب لوزالمعده)
اختلالات ادراري (مثل سنگ هاي كليه يا عفونت هاي ادراري)
· بي نظمي هاي انحناهاي مهره اي مي توانند موجب كمردرد شوند. چنان چه انحناي طبيعي مهره ها تشديد شود، قسمت بالاي كمر به طور غير طبيعي گرد، يا قسمت پايين كمر به نحو غير طبيعي بيش از حد گود مي شود. اسكوليوز (scoliosis) يا انحناي طرفي ستون فقرات نيز مي تواند منجر به كمردرد شود.
· نشانگان (سندرم) دم اسب؛ (cauda equine Syndrome) از مشكلات جدي عصبي است كه دسته اي از ريشه هاي عصبي قسمت پايين و كمر را گرفتار مي سازد و مي تواند موجب ضعف ساق پاها، كرختي زيني شكل (در ناحيه نشيمن) و از دست رفتن كنترل ادرار يا مدفوع شود.
· عفونت مهره ها مي تواند با تب و حساس شدن و گرمي ناحيه مبتلا همراه باشد.
· وضعيت روحي نيز بر ميزان كمردرد و مزمن شدن آن تاثير دارد. افراد دچار افسردگي، استرس و افرادي كه از كار خود رضايت ندارند بيشتر در خطر ابتلا به كمردرد مزمن هستند.
11. در بعضي از افراد علتي براي كمردرد مشخص نمي شود.
برگرفته از کتاب کمردرد
كمردرد از مشكلات بسيار شايع مهره اي است. از هر 5 نفر در ايالات متحده، 4 نفر حداقل يكبار در طول عمر خود دچار كمردرد مي شوند. كمردرد در اثر تركيبي از استفاده بيش از حد، كشش عضلاني و وارد آمدن آسيب به عضلات، رباط ها (ليگامان ها) و ديسك هاي مهره اي روي مي دهد. بسياري از متخصصان معتقدند با گذشت زمان، كشش عضلاني مي تواند منجر به عدم تعادل كلي ساختمان مهره اي شود و در نتيجه، تنش مداوم در عضلات، رباط ها، استخوان ها و ديسك ها به وجود مي آيد كه موجب مستعد شدن بيشتر ناحيه كمر به آسيب هاي مكرر بعدي خواهد شد.
علل ايجاد كننده درد در ناحيه كمر يا ناحيه كمري خاجي به تدريج بر يكديگر اضافه مي شوند. به عنوان مثال، پس از كشش عضلات، فرد سعي مي كند به نحوي راه برود يا حركت كند كه درد ايجاد نشود و يا از عضلات غير دردناك استفاده نمايد. در نتيجه، عضلات ديگر دچار كشيدگي و درد مي شوند.
كمردرد ممكن است به شكل حاد، تحت حاد يا مزمن تظاهر كند.
به طور معمول، علايم كمردرد طي 2 تا 3 ماه پس از شروع بهبود قابل ملاحظه اي پيدا مي كنند. در تعداد چشمگيري از افراد، كمردرد، عود كننده است و شدت و ضعف پيدا مي كند و در عده كمي مزمن مي شود.
كمردرد حاد ممكن است در اثر ضربه اي مانند تصادف رانندگي يا افتادن از بر روي زمين روي مي دهد. اين نوع كمردرد ناگهاني ايجاد مي شود. در موارد حاد، بيشتر بافت هاي نرم، مانند عضلات، رباط ها و تاندون ها آسيب مي بينند.
در آسيب ديدگي هاي شديد يا آسيب هاي ناشي از پوكي استخوان يا ساير علل استخوان هاي ضعيف شده مهره ها، شكستگي مهره در ناحيه كمر نيز ممكن است روي دهد. ممكن است بعضي از افراد دچار درد ناحيه دنبالچه باشند و در برخي ديگر، درد در مفصل خاجي لگني در كف مهره كمري ايجاد مي شود. كمردرد مزمن معمولاً شروعي بي سر و صداتر دارد و طي دوره دراز مدتي روي مي دهد. علل فيزيكي عبارتند از : آرتروز ، آرتريت روماتوييد، دژنراسيون (استحاله يا تغيير شكل) ديسك هاي بين مهره اي يا فتق ديسك، شكستگي مهره (مثلاً ناشي از پوكي استخوان) يا به ندرت تومورهاي استخواني (از جمله، تومورهاي استخواني) يا عفونت.
علل رواني يا عاطفي يا ساير عوامل غير آناتوميك نيز مي توانند منجر به كمردرد شوند. كمر درد علل متعددي دارد كه در اينجا به تعدادي از آنها اشاره مي شود ولي شرح درباره تمامي اين علل نياز به بحث تخصصي دارد.
بر گرفته از کتاب کمردرد
ستون مهره ها در انسان، از 33 مهره، استخوان خاجي (Sacrum)، ديسك ها (ی بين مهره اي و استخوان دنبالچه (Coccyx) كه در سطح پشتي بدن قرار دارند و به وسيله ديسك هاي مهره اي از هم جدا مي شوند تشكيل شده است.
ستون مهره ها، طناب نخاعي (نخاع) را در مجراي خود (مجراي ايجاد شده در اثر قرار گرفتن مهره ها بر روي يكديگر) جاي مي دهند. ستون مهره ها از هفت مهره ي گردني، دوازده مهره پشتي (سينه اي) و پنج مهره كمري تشكيل مي شود.
مهره پنجم كمري بر روي استخوان خاجي قرار دارد و استخوان خاجي به استخوان دنبالچه چسبيده است. استخوان خاجي از چند مهره كه به هم جوش خورده اند تشكيل مي شود و از سطح لبه ها به استخوان لگن اتصال مي يابد.
در نگاه از سطح جانبي، ستون مهره ها از انحنايي تشكيل مي شود كه به ترتيب از بالا به پايين عبارتند از : انحناي گردني، پشتي (سينه اي) ، كمري و لگني.
انحناي گردني به سمت جلو تحدب دارد و از راس زايده دنداني شكل شروع مي شود و به قسمت مياني دومين مهره پشتي خاتمه پيدا مي كند و از ساير انحناها كمتر برجستگي دارد.
انحناي پشتي (سينه اي) به سمت جلو تقعر دارد و از قسمت مياني دومين مهره ي پشتي آغاز مي شود و به قسمت مياني دوازدهمين مهره پشتي خاتمه مي يابد و برجسته ترين نقطه آن در قسمت پشت با زايده خاري هفتمين مهره پشتي تطابق دارد.
انحناي كمري در جنس مونث قابل ملاحضه تر از جنس مذكر است؛ اين انحنا از قسمت مياني آخرين مهره پشتي شروع مي شود و در زاويه خاجي مهره اي پايان مي يابد و به آن ، انحناي به سمت جلو (انحناي لوردوتيك Iordotic curve) گفته مي شود.
انحناي لگني از مفصل استخوان خاجي با مهره كمري آغاز مي شود و در محل دنبالچه خاتمه مي يابد و تقعر آن مستقيماً به طرف پايين و جلو است.
بخش پشتي ستون مهره ها داراي كمي انحناي جانبي نيز هست كه برآمدگي آن به طرف جلو و سمت راست تمايل دارد.
اسامي مهره ها
· 7 مهره گردني (cervical) : C1-C7
o مهره اول گردني (C1) كه به آن مهره ((اطلس)) هم گفته مي شود، سر را نگه مي دارد. اين مهره، داراي جسم مهره اي نيست.
o مهره دوم گردني(C2)، مهره ((آسه)) (Axis) هم ناميده مي شود. اين مهره نقطه اتكايي تشكيل مي دهد كه مهره اطلس بر روي آن مي چرخد.
o مهره هاي گردني (به جز C7) داراي زايده هاي خاري دو شاخه هستند.
o مهره هاي گردني، تنه (جسم) كوچكي دارند.
· 12 مهره پشتي (سينه اي ؛ thoracic) : T1 – T12
o مهره هاي پشتي به وسيله رويه ها (Facets) يا سطح هاي مفصلي دنده اي مشخص مي شوند كه مخصوص مفصل شدن با سر دنده ها هستند.
o اندازه تنه (جسم) مهره هاي پشتي بين اندازه مهره هاي گردني و كمري است.
· 5 مهره كمري (Lumbar) : L1 – L5
o اين مهره ها تنه (جسم) بزرگي دارند و داراي رويه هاي دنده اي و سوراخ زايده عرضي نيستند.
· 5 مهره خاجي (Sacral) : S1- S5
o اين مهره با يكديگر ادغام شده اند.
· 4 (يا 3 تا 5) مهره دنبالچه (coccygeal)
o اين مهره ها نيز با يكديگر ادغام شده اند.
مجرا (كانال) مهره اي
مجراي حاصل از رشته سوراخ هاي مهره هاي مجاور يكديگر است كه نخاع و مننژ را در بر مي گيرد و از انحناهاي مختلف ستون مهره ها تبعيت مي كند.
نا هنجاري ها
در بعضي از افراد ممكن است ناهنجاري هاي زير در انحناهاي ستون مهره ها موجود باشند :
· كيفوز (قوز ؛ kyphosis) : عبارت است از افزايش انحناي پشتي (كيفوتيك) در ناحيه سينه اي (پشتي). اين اختلال، موجب ((گوژپشتي)) (humpback) يا قوز مي شود كه به طور شايع در پوكي استخوان روي مي دهد.
· لوردوز(lordosis) : عبارت است از افزايش غير معمول انحناي لوردوتيك (قدامي يا پيشين) ناحيه كمري. لوردوز موقتي در زنان باردار شايع است.
به انحناي طبيعي، لوردوز طبيعي گفته مي شود.
· اسكوليوز (scoliosis) : عبارت است از انحراف جانبي قابل ملاحضه ستون مهره اي در خط قائمي كه معمولاً صاف است. اين نوع انحنا، شايع ترين انحناي غير طبيعي است و 5/0 درصد افراد ديده مي شود.
اسكوليوز در جنس مونث شايع تر است و ممكن است در نتيجه رشد نا مساوي دو طرف يك يا چند مهره ايجاد شود و نيز ممكن است در اثر اتلكتازي (تخليه نسبي يا ناكامل يك يا چند لوب ريه) در آسم يا پنوموتوراكس نيز روي دهد.
· يكي از نا هنجاري هاي معروف تكويني ستون مهره ها كه در ناحيه كمري خاجي شايع تر است ولي ممكن است در ناحيه مهره پشتي يا گردني يا در سراسر طول كانال مهره اي نيز ديده شود، نقص در بسته شدن حلقه استخواني محتوي نخاع شوكي است . به اين اختلال، اسپينابيفيدا (spina bifida) مي گويند كه ممكن است نخاع و مننژ از طريق آن بيرون بزند.
· وظيفه ستون مهره ها، حمايت از تمام بدن، فراهم آوردن امكان خم شدن بدن و چرخيدن آن در همه جهات و پشتيباني از ساختمان هاي حياتي مانند سيستم عصبي و نخاع است.
· هر مهره از يك تنه (جسم)، يك قوس مهره اي، يك زايده خاري براي اتصال عضله و جفت هايي از پايه و زايده تشكيل مي شود و در وسط، سوراخ مهره اي براي عبور طناب نخاعي قرار دارد.
· ستون مهره ها ، ساختاري انعطاف پذير است كه محور طولي اسكلت بدن را تشكيل مي دهد. مهره ها، به وسيله ديسك هاي بين مهره اي از يكديگر جدا مي شوند. عضلات مختلف به مهره ها متصل مي شوند و به ستون مهره ها قدرت و قابليت انعطاف مي دهند. طول متوسط ستون مهره ها در آقايان حدود 71 سانتي متر است كه حدود 5/12 سانتي متر آن به بخش گردني حدود 28 سانتي متر آن به بخش پشتي، حدود 18 سانتي متر آن به بخش كمري و حدود 5/12 سانتي متر آن به بخش استخوان خاجي و دنبالچه اختصاص دارد.
طول ستون مهره ها در زنان تقريباً 61 سانتي متر است. چندين انحناي موجود در ستون مهره ها موجب افزايش قدرت آن مي شوند.
انحناي پشتي (سينه اي) و خاجي، انحناهاي اوليه هستند و در طول دوران جنيني وجود دارند ولي انحناهاي گردني و كمري، انحناهاي ثانويه هستند و پس از تولد ايجاد مي شوند.
· ديسك هاي بين مهره اي ، صفحاتي فيبري، پهن و مسطح هستند كه در بين مهره هاي مجاور يكديگر (به جز مهره هاي آسه و اطلس) قرار مي گيرند و اندازه ، شكل، ضخامت و تعداد آنها بر حسب محل و مهره خاص متفاوت است. هر ديسك بين مهره اي در وسط ، ماده اي ژله مانند موسوم به ((نوكلئوس پولپوسوس)) دارد كه بخش مركزي هر ديسك را تشكيل مي دهد و حاوي ماده اي نيمه مايع و قابل ارتجاع و متشكل از رشته هاي سفيد است و با افزايش سن، مقداري از قابليت ارتجاعي خود را از دست مي دهد. ولي بسياري از اين افراد دچار درد نمي شوند. مواد همراه با درد به دليل وارد آمدن فشار بر عصب سياتيك روي مي دهند. ديسك هاي بين مهره اي به شكل بالشتك هاي بين مهره ها عمل مي كنند و بعضي وقت ها ماده نرم داخل آن ها بيرون مي زند و بر عصب فشار وارد مي آورد.
گاهي ماده نيمه مايع مزبور، به طور ناگهاني دچار فشردگي و بيرون زدگي از غضروف فيبري حلقوي (موسوم به آنولوس) مي شود و به فتق ديسك توام با درد شديد مي انجامد.
· مهره ها به وسيله سطوح مفصلي كوچكي به يكديگر متصل مي شوند. مفاصل مزبور در اثر وارد آمدن فشار يا سايش دچار آسيب مي شوند و بافت استخواني مهره ممكن است در بخش هاي آسيب ديده متورم شود و بر اعصاب اطراف خود فشار آورد.
· طناب نخاعي، مهم ترين و اصلي ترين رشته عصبي است كه اعصاب دست ها و پاها و تنه را به مغز مرتبط مي سازد. نخاع، ساختاري تقريباً استوانه اي شكل است كه در داخل مجراي مهره اي قرار دارد و از سوراخ بزرگ (foramen magnum) واقع در قاعده جمجمه تا بخش فوقاني ناحيه كمري امتداد دارد.
بخش اصلي دستگاه عصبي مركزي، تقريباً 1 سانتي متر قطر، حدود 42 تا 45 سانتي متر طول و 30 گرم وزن دارد. نخاع، ادامه بصل النخاع است (كه در مغز قرار دارد) و تا سطح اولين يا دومين مهره كمري ادامه مي يابد. نخاع، پيام هاي حسي و حركتي را از مغز و به مغز انتقال مي دهد و بسياري از رفلكس ها را كنترل مي كند. 31 جفت عصب از نخاع منشاء مي گيرند كه عبارتند از : 8 جفت عصب گردني، 12 جفت عصب پشتي، 5 جفت عصب خاجي و يك جفت عصب دنبالچه اي.
نخاع، هسته داخلي ماده خاكستري است كه عمدتاً از تنه سلول هاي عصبي تشكيل شده است. نخاع به وسيله سه غشاي محافظ (مننژ) محصور مي شود كه عبارتند از : سخت شامه (dura mater) ، عنكبوتيه (آراكنوييد) و نرم شامه (pia mater) .
ريشه هاي عصبي از طناب نخاعي خارج مي شوند و پس از طي مسيريث كوتاه در مجرا، از هر طرف مهره (سمت راست و چپ) يك عصب خارج مي شود تا به بخش مربوط به خود (در تنه ، دست ها و پاها) عصب رساني كند.
منبع:برگرفته از کتاب کمردرد